Wednesday, May 24, 2006

من گفتم اينجا يک جای ميشه برای پر حرفی من موضوع اينجاست که وقت نميشه وراجی کنم. الان شيکاگو هستم و دارم به لطف اينترنت دزدی برايه خودم ميلاگم. مثله آدم های کم عقل (چرا مثلش؟) تغذيه کامپيوتر رو خونه عموم جا گذشتم!
اين موضوع کاريکاتور عليه ترک ها هم قضيه اي شده برايه خودش. جالب اينجاست که جماعت نو محافظه کار چه حالی دارن برايه خودشون ميکنن اين وسط. نگاه کنيد ببينيد چه کسی رو گرفتن انداختن زندان. "مانا نيستانی" !!! به نظر شما معنی دار نيست؟ البته به نظر من مانا به اندازه توکا شايد تو کاريکاتور کشی سياسی نبوده ولی فرض کنيد اين کار رو يکی از کاريکاتور کار های کيهان کار کرده بود آيا باز هم همين برخورد باهاش ميشد؟ به نظر من اين بستن روزنامه ايران واقعاً کار خنده داريه! دولت روزنامه خودش رو ميبنده!؟ مثله اين ميمونه که يکی حواسش نباشه با دستش زده باشه يک چيزی رو بندازد و بشکند بعد برای اينکه خودش رو تنبيه کنه روی دست خودش داغ بگذاره! احمقانه نيست؟ به نظره من تا چند روز ديگه روزنامه را باز ميکنند چون پول خودشون که حدر ميره. اين وسط علی (مانا) ميمونه و حوض اش (زندان!) اين وسط از همه جالب تر موج سواری ج.ا.ا است که چه خوب از فرصت ها استفاده ميکنه و هم مخالف رو خفه ميکنه هم ژست ملی ميگيره!!!
حالا اين وسط تحمله ملته مارو نگاه کن که از يک کارکاتور توي مجله کودکان کلی بلوا راه می اندازند. حالا ميفهمم که منی فروپاشيم اجتماعی يعنی چی. يعنی سطح تحمل اينقدر مياد پايين که ملت منتظر يک اتفاق کوچک هستند تا به جونه هم بيفتند. اين مسئله تا سطح قوميت ها هم پيش ميره. خدا به داد برسه! ترک های تبريز که صاحب مکتب تبريز به عنوان يک پايگاه سياسی قوی در تمام دوران قاجر بودند و يکی از اصيل ترين حرکت های تاريخ ايران (مشروطه) رقم زدن حالا بدشون نمياد بگم ما جزعی از ترکستان واحد هستيم. کی مقصره؟

0 Comments:

Post a Comment

<< Home