Thursday, June 08, 2006

درباره ازدواج موقت

حدود يک هفته پيش اين لينک را درباره ازدواج موقت ديدم. خودتان ميتوانيد يک سری بزنيد. مردم (و البته بيشتر جوان ها (معمولا خاطرات خودشان را درباره ازدواج موقت اينجا ميگذارند. به نظر ميرسد که گردانندگان اين سايت در حال تلاش برای همگانی کردن اين امر هستند. امروز به صورت خيلی تصادفی به اين نوشته بر خوردم که که البته از ديد معقولی به اين مسئله نگاه کرده بود.

به نظر من هم رابطه جنسی قبل از ازدواج لازم است. به اين معنی که حتی لازم نيست شما با کسی که ميخواهيد ازدواج کنيد رابطه جنسی داشته باشيد بلکه با يک شريک که الزاما به ازدواج منجر نميشود. اما از نظر من مشکلاتی بر سر اين موضوع وجود دارد:

1-من قبول دارم که نبايد يک نفر به علت اينکه مذهبی است از مواهب زندگی از جمله لذت جنسی بی بهره شود. پس بنابر اين بايد راه کاری هم برای اين افراد مستقل از مذهبی يا غير مذهبی در نظر گرفت. تا اينجا درست! ولی به نظر من مشکل پيدا کردن يک راه کار و چار چوب نيست. اگر گفته ميشود که روابط جنسی قبل از ازدواج بايد وجود داشته باشد تا بتوانيم انسانهای سالم از لحاظ روانی داشته باشيم، پس بايد جامعه ای نيز داشته باشيم که تمام تبعات آن را نيز بپذيرد. مثلاً در اين مسئله خاص، اگر دو طرف با هم توافق نداشتند بايد بتواند جدا شوند. حالا خودتان قضاوت کنيد در صورت چنين اتفاقی، جامعه ما در مورد پسر چگونه فکر ميکند و در مورد طرف دختر چه نظری دارد؟

متأسفانه در جامعه ما مسئله بکارت بسيار جدی است. يعنی حتی بنابر قانون طرف مرد ميتواند زن را به خاطر همین مسأله طلاق بدهد. چرا که از نظر قانون نا عادلانه ما اين به عنوان يک تقلب در ازدواج محسوب ميشود، چرا که طرف زن قبل از ازدواج اين مسله را عنوان نکرده است. قبول کنيد اگر اين مسئله مثلا سر جلسه خواستگاری يک خانوادگی مذهبی مطرح شود قضيه ازدواج به کلی منتفی خواهد شد. حالا خودتان انصاف بدهيد آيا هيچ دختری حاضر ميشود مثلا اين مسئله را در وقت خواستگاری مطرح کند؟ در خانواده کانادايی که دوست عزيز مطرح ميکند و خانواده های غربی، اين مسئله به اندازه ايران بزرگ نيست. پس عملا در ايران اين قضيه به نفع مرد تمام خواهد شد.

2- مسئله دوم اينست که در خانواده های غربی، در جامعه، در تلويزيون،... يکی از آموزش های که مطرح ميشود اين است که چگونه دوست دختر و دوست پسر خوبی باشيم. در حالی که جای اين نوع آموزش در ايران چه در خانواده ها چه در مدرسه و تلويزيون و غيره خالی است. روابط زنان و مردان در جامعه ما از اين دو حالت خارج نيست: محرم نا محرم. چيزی بين اين وجود ندارد. يک مرز کاملاً روشن! مثلاً در جامعه ما نميشود يک دختر و يک پسر صرفاً با يکديگر دوست باشند. حتی اگر قرار باشد که با يکديگر دوست باشند معمولاً سمت دوستی ها به سمت دوست دختر (girl friend) و دوست پسر (boy friend) ميرود. اکثر شما حتماً تجربه کرده ايد که اکيپ هايی که در آن در آن يک دختر و چند پسر هستند (يا بر عکس) به سرعت از هم می پاشند چون معمولا يکی از پسر ها (يا دخترها) به دنبال اين است که اين رابطه را به رابطه دوست دختر/دوست پسر تبديل کند.

3- مسئله ديگر اين است که حتی در در کشور های غربی هم coupleها بدون هيچ مقدمه رابطه برقرار نميکنند. يعنی بايد به يک سطحی از علاقه برسند تا رابطه به صورت جنسی در آيد. نگاهی به سايت مذبور بياندازيد، روابط معمولا خيلی سريع برقرار ميشود. جالب اينجاست که در اکثر اوقات هم به علت اينکه علاقه مندی کاذب [به نظر من] بعد از رابطه جنسی باعث ميشود توهم علاقه مندی در دو طرف ايجاد شود و در نهايت طرفين باهم ازدواج کنند! حال چه کسی مسئوليت جدايی های بعد از اين آشنای های احساساتی را به عهده ميگيرد، لابد همان شرعی که اجازه اين کار را داده است.

ادامه دارد

کيهان

1 Comments:

Anonymous Anonymous said...

کیهان جان
ممنون از نظرتان. مطلبی در جواب در وبلاگم نوشتم.

June 21, 2006 6:44 AM  

Post a Comment

<< Home