Tuesday, June 06, 2006

ارزش جان انسان

چند روز پيش اتفاق با مزه افتاه که فرق جان انسان را تو آمريکا و ايران تا حدی نشان ميده. ما از شيکاگو به دتريت می آمديم. حالا بگذريم که قرار بود روز قبل آن بياييم و به علت اينکه transaction انجام نشده بود. در نتيجه بليط برای ما رزرو نشده بود. خلاصه ما قرار شد با اولين قطار فردا بريم. سوار قطار شديم. فاصله شيکاگو تا دتريت زياد نيست، با ماشين چيزی در حدود 5 ساعت رانندگی؛ با قطار هم همينطور. تقريبا 4 ساعت راه رو آمده بوديم. من به عادت هميشگی که در سفر ميخوابم در خواب به سر مي بردم. يک آن قطار شروع به لرزش کرد بوي دود شديد توی واگن پيچيد. همه مسافر ها ترسيده بودن، با اين وجود شکل ترس متفاوت از ان چيزی بود که ما توی ايرانی ها مي بينیم. من مطمئن هستم اگر يک چنين اتفاقی برای یکی از قطار های ما افتاده بود در اثر ترس مردم تا حالا کلی تلفات داده بوديم. بگذريم! چند نفر اون وسط از مردم خواهش ميکردم که آرامش خودشون را حفظ کنند اما مسافر ها با وجود اينکه ترسيده بودند به آرامی از يکی از در های قطار پياده شدند. جالب اينجاست که توی اين هير و وير به پير ها هم کمک ميکردند تا پياده بشوند. ما که بيرون آمديم ديدم که اسب قطار اتش گرفته و دود نسبتا غليظی ازش بلند ميشه! با فاصليه خيلی کمی پليس و آتش نشانی خودشون رو رساندند و شروع کردند به کمک به اسيب ديده ها. البته به نظر من کسی آسيب خاصی نديده بود ولی اين سوسول ها کسانی را که خيلی ترسيده بودند را هم جزو آسيب ديده ها حساب مي آوردند.فاصله ما تا مقصد 75مايل بود. و مي شد مسافرها با تاکسی خودشان را به مقصد برسانند ولی با اتوبوس های مدرسه ما را به نزديک ترين ايستگاه قطار رساندند و آنجا کلی داوطلب شروع به مراقبت از مسافر ها کردند. جالب اينجاست که اين داوطلب ها همه از مردم محلّی همين اطراف بودند. با تلفن ازشون خواهش شده بود که خودشان را به محل برساندد. براي منی که از يک کشور خاور ميانه آمدم (جابی که جان انسان ها هيچ ارزشی نداره) ديدن اين صحنه ها و مقايسه اين اتفاق با قضيه قطار نبشابور که کلی آدم در اون جزغاله شدن خيلی عبرت آموز بود. مقايسه کنيد: يک قطار نه چندان بلند با چيزی در حدوده 5-6 واگن، در حادثه اي که چندان هم مهم نيست در گير ميشه و به آن صورت برخورد ميشه در مقابل در کشور ما يک قطار با کلی واگن منفجر ميشه و گودالی درست ميشه که تلويزيون جرأت نمي کند نشانش بدهد! کلی آدم (از نوع شهروند درجه اول و دوم می ميرند) آخرش هيچی به هيچی!

0 Comments:

Post a Comment

<< Home